قسمت هاي جديد سایت

ثبت دل نوشته هاي شما
پاسخگويي به مسايل شرعي
ثبت كرامات

نشریه آستانه سیدمحمد

نمایش آنلاین حاضرین و اعضا

کاربران عضو : 124
حاضرین در سایت : 30
اعضای حاضر : 0

معرفی 5 عضو آخر سایت
رباب
220220220
مريم12
parsa
Bayat

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز103
mod_vvisit_counterدیروز148
mod_vvisit_counterکل بازدیدها113670

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب سایت آگاه می شوید.







آخرين مطالب :   



اثبات علمی: چرا خداوند خالقی ندارد؟

مشاهده در قالب PDFچاپفرستادن به ایمیل

این سوال بسیاری از فلاسفه و شک گرایان مذهبی است. اما در تعریف خدا گفته می شود که خداخالق غیرمخلوق جهان است پس این سوال که چه کسی خدا را خلق کرده است غیرمنطقی است،درست مثل اینکه بپرسیم مرد مجرد شوهر کیست...

نوع پیشرفته تر این سوال میتواند این باشد: اگر وجود جهان به یک علت نیاز دارد، چرا وجود خدا به این علت نیازندارد؟ و اگر خدا به علت نیاز ندارد، چرا باید جهان به علت نیاز داشته باشد؟ درجواب، فلاسفه از استدلال زیر استفاده می کنند: 


1. هر چیزی که آغازی داشته باشد، نیاز به علت دارد! 

2. جهان دارای آغاز است. 

3. بنابراین جهانبه علت نیاز دارد. 

همانطور که در زیر نشان داده خواهد شد، جهان به علت نیازدارد چون آغازی داشته است. خداوند، برخلاف جهان، آغازی نداشته است، بنابراین، بهسبب نیاز ندارد. علاوه بر این، نسبیت عمومی انیشتین که به کرات با تجربه ثابت شدهاست، نشان می دهد که زمان به ماده و فضا مرتبط است. پس زمان خود در کنار ماده و فضاشروع می شود. 

از آنجا که بنابه تعریف خدا خالق همه جهان است، خالق زمان نیزمی باشد. بنابراین، نمی تواند با ابعاد زمانی که خود آفریده است محدود شود پس میتوان گفت که خدا آغازی ندارد. پس نیازی به علت و سبب نیز ندارد. 

درعوض،شواهد خوبی وجود دارد که جهان آغازی داشته است. این را می توان در قوانینترمودینامیک مشاهده کرد که بنیادی ترین قوانین علم فیزیک می باشد. 

· قانوناول: کل حجم انرژی جهان پایدار و دائمی است.

· قانون دوم: میزان انرژیموجود برای کار رو به اتمام است، یا انتروپی تا حد ماکسیمم رو به افزایش است.

اگر کل حجم انرژی محدود باشد و میزان انرژی قابل استفاده رو به کاهش باشد،پس نمی توان گفت که جهان برای همیشه وجود داشته است، درغیراینصورت کلیه انرژی هایمصرفی تا به حال تمام شده بود. بعنوان مثال، همه اتم های رادیواکتیو از بین رفته،همه قسمت های جهان به یک دما رسیده و هیچ کاردیگری ممکن نبود. 

بنابرایناستنباط بدیهی این خواهد بود که جهان از یک زمان مشخص با مقدار بسیار زیادی انرژیمصرفی آغاز شده و الان رو به اتمام است. 

حالا اگر پرسشگر بپذیرد که جهانآغازی داشته است اما باز بااینحال نیاز به سبب ندارد چه؟ اما کاملاً آشکار است کهچیزهایی که آغاز می شوند علتی دارند و هیچکس قادر به انکار این نیست. اگر قانون علتو معلول انکار می شد، همه علوم و تاریخ از بین می رفت. 

همچنین، جهان نمیتوان علت خود باشد چون هیچ چیز قادر به ساختن خود نیست، به این علت که این یعنی آنچیز قبل از ایجاد خود وجود داشته است که از نظر منطقی پوچ است. 

به طورخلاصه

· می توان ثابت کرد که جهان (ازجمله زمان) آغازی داشته است. 

· باور اینکه چیزی که آغاز دارد بی علت است منطقی نیست.

· درنتیجهجهان نیاز به علت دارد.

· خدا، بعنوان خالق زمان، خارج از زمان قرار دارد.پس هیچ آغازی در زمان ندارد. همیشه وجود داشته است و بنابراین نیازی به علت ندارد. 

ایرادات

فقط دو راه برای تکذیب یک استدلال وجود دارد: 

الف) نشان دهیم که از نظر منطقی بی اعتبار است. 

ب) نشان دهیم که حداقل یکی ازفرضیات قبلی اشتباه بوده است. 

آیا این استدلال معتبر است؟

استدلالمعتبر استدلالی است که درست بودن پیش فرض ها غیرممکن و نتیجه نادرست باشد. دقت کنیدکه اعتبار به صحت پیش فرض ها متکی نیست و به شکل استدلال بستگی دارد. استدلالی کهدر این مقاله ارائه می شود، معتبر است چون درست شکل این استدلال است که: همه دلفینها ستون فقرات دارند، موبی دیک یک دلفین است، درنتیجه موبی دیک هم ستون فقرات دارد. بنابراین تنها امید شک گرایان این است که یکی از پیش فرض ها را انکار کنند و به بحثبکشانند. 

آیا پیش فرض ها صحیح هستند؟

۱/ آیا جهان آغازی دارد؟

دیدگاه مربوط به جهان نوسانی توسط ملحدانی مثل کارل زاگان (Carl Sagan) وایزاک آسیموف (Isaac Asimov) برمبنای انکار آغاز جهان و مفهوم ضمنی آن که وجود یکخالق است استوار بود. اما همانطور که رد بالا نشان داده شده است، قوانینترمودینامیک این استدلال را رد می کند. حتی یک جهان نوسانی نمی تواند بر آن قوانینغلبه کند. هریک از چرخه های فرضی انرژی بیشتر و بیشتری را مصرف می کند. 

اینیعنی هر چرخه از چرخه قبل طولانی تر و بزرگ تر خواهد بود، بنابراین اگر بخواهیم بهزمان قبل نگاه کنیم چرخه های کوچک تر و کوتاهتری وجود داشته اند. مدل ند چرخه ایآینده ای بینهایت دارد اما گذشته آن باز هم محدود و متناهی می باشد. 

همچنین، شواهد بسیاری نشان می دهد که میزان بسیار کمی جاذبه برای متوقفکردن گسترش و ایجاد این چرخه ها در وهله اول وجود دارد و این یعنی جهان باز است. 

بنا بر بهترین برآوردها، جهان هنوز فقط نیمی از حجم لازم برای انقباضدوباره را دارد. این شامل ترکیبی از کل ماده نورانی و ماده غیرنورانی که در هالهکهکشان ها یافت می شود و همچنین هرمقدار ممکن از نوترینوها نسبت به جرم کل می باشد. 

برخی شواهد برای جهان باز از تعداد لنزهای گرانشی خم کننده نور در آسمان میآید. همچنین، تحلیل سوپرنووا نشان می دهد که سرعت گسترش جهان برای یک جهان بسته بهاندازه کافی کند نیست. به نظر می رسد که فقط ۴۰ تا ۸۰ درصد از مواد مورد نیاز براییک انفجار بزرگ وجود دارد. 

این حجم کم تصادفاً مشکلی بزرگ در تئوری انفجاربزرگ است چون این حجم تراکمی را درست در آستانه فروپاشی یک جهان صاف و مسطح پیشبینی می کند. 

و آخر اینکه، هیچ مکانیزم شناخته شده ای بعد از انفجار بزرگفرضی، بازگشت دوباره را مقدور نمی داند. 

همانطور که پروفسور دانشگاه یل،بئاتریس تینسلی (Beatrice Tinsley) توضیح می دهد، حتی اگر ریاضیات می گوید جهاننوسانی است، هیچ مکانیزم فیزیکی شناخته شده ای برای بازگشت از انفجار بزرگ فاجعهآمیز وجود ندارد. 

در دنیای فیزیکی واقعی، این مدل ها از انفجار بزرگ شروعشده، به فروپاشی می رسد و آن انتهای کار است. 

2. انکار علت و معلولی

برخی فیزیک دانان ادعا می کنند که مکانیک کوانتوم این اصل علت و معلولی رازیرپا می گذارد و می تواند از هیچ، چیزی ایجاد کند. بعنوان مثال، پاول دیویس (Paul Davies) می نویسد: 

زمان/مکان می تواند درنتیجه یک انتقال کوانتومی از هیچبه وجود آید. ذرات می توانند بدون یک علت خاص از ناکجا پدید آیند. اما دنیای مکانیککوانتوم به طور عادی از هیچ چیزی به وجود می آورد. 

اما این سوءاستعمالیبزرگ از مکانیک کوانتوم است. مکانیک کوانتوم هیچوقت چیزی را از هیچ به وجود نمیآورد. خود دیویس تایید کرد که داستان او را نباید خیلی جدی تلقی کرد. 

تئوریهایی که ادها می کنند جهان یک نوسان کوانتومی است باید این پیش فرض را داشته باشندکه چیزی که برای نوسان خلاء کوانتومی آنها وجود داشته، دارای پتانسیل ماده/ضدمادهاست و هیچ نیست. 

همچنین من تجربیات عملی و تئوریکی بسیاری در پایان نامهدکترایم درمورد مکانیک کوانتوم دارم. بعنوان مثال، طیف بینی رامان (Raman)یک پدیدمکانیک کوانتوم است اما از تعداد موج و شدت باندهای طیفی می توان روی حجم اتم ها ونیروی وارد پیوندها برای ایجاد باند کار کرد. برای کمک به این دیدگاه ملحدانه کهجهان بدون علت به وجود آمده است، فرد باید ثابت کند که باندهای رامان می توانندبدون انتقالات و نوسانات در کوانتوم لرزشی به وجود آیند یا ذرات آلفا می تواند بدونوجود قبلی یک هسته به وجود آید و امثال این. 

اگر مکانیک کوانتوم به آناندازه که برخی افراد تصور می کنند غیرسببی است پس نباید تصور کنیم که این پدیده هاعلتی داشته باشند. پس من هم باید پایان نامه دکترای خودم را بسوزانم و تمام مجلاتمربط به طیف بینی باید در دفتر خود را ببندند و هیچ تحقیقی هم در عرصه فیزیک هستهای صورت نگیرد. 

آیا خلقت توسط خدا منطقی است؟

آخرین تاکنیک شکگرایان برای خودداری از نتیجه ای که وجود خداوند را ثابت می کند این است که میگویند خلقت در زمان متناقض است. دیویس به درستی اشاره می کند که ازآنجا که خود زمانبا آغاز جهان آغاز شده است، بی معنی است که در مورد آنچه قبل از آغاز جهان وجودداشته صحبت کنیم. اما او ادعا می کند که علت ها باید قبل از معلول ها وجود داشتهباشند. پس اگر هیچ چیز قبل از آغاز جهان اتفاق نیفتاده باشد، آنوقت بنابر دیویس پوچاست که درمورد علت آغاز جهان بحث کنیم. 

اما ویلیام لین کریگ (Wiliam Lane Craig) فیلسوف رد انتقادی عالی به ویویس، اشاره می کند که دیویس در علم فلسفی خودناقص است. فلاسفه دیرزمانی است که درمورد علت و معلول همزمان بحث می کنند. ایمانوئلکانت (Immanuel Kant) مثال وزنه ای که روی بالشتک قرار دارد و به طور همزمان موجبفرورفتن آن می شود را ذکر می کند. کریگ می گوید،

اولین لحظه زمان لحظه عملخالقانه خدا و پدید آمدن همزمان خلقت بوده است. 

برخی شک گرایان ادعا میکنند که همه این تحلیل ها تجربی است چون این ذات علم است. بنابراین از این نمی تونبرای اثبات خلقت توسط خدا استفاده کرد. البته، شک گرایان نمی توانند هر دو طرف آنراادعا کنند و بگویند که کتب آسمانی نادرست است چون علم آنرا ثابت کرده اما اگر علمبا آن کتب تناقضی نداشته باشد، باز هم علم تجربی است. 

فکر نهایی

کتب آسمانی می گویند، زمان بعدی است که خداوند خلق کرده است که انسان تحتتسلط آن است. همچنین می گویند که یک روز دیگر زمانی وجود نخواهد داشت که ابدیتنامیده می شود. خود خداوند خارج از این بُعد قرار دارد. او در ابدیت است و تحت تسلطزمان نیست. خدا قبل از به وجود آمدن تاریخ آنرا بنا کرده است. او می تواند بین زمانها حرکت کند درست مثل انسان که کتاب تاریخ را ورق می زند. 

ازآنجا که ما دربُعد زمان زندگی می کنیم، برای ما غیرممکن است که چیزی که ابتدا یا انتهای زمانینداشته را درک کنیم. باید خیلی ساده واقعیت را بپذیریم و ذات ابدی خداوند را قبولکنیم همانطور که قبول می کنیم مکان هیچ ابتدا و انتهایی ندارد، گرچه این افکار فشاروحشتناکی بر مغز محدود ما وارد می کند.


آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 01 خرداد 1391 ساعت 13:16  

اطلاعات تماس

Contact-us.jpg

پيوند ها